سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

462

تاريخ ايران ( فارسى )

كشيده يا از خدمت منفصل شده بودند مجددا در زير بيرق او جمع شده و داوطلبانه به خدمت مشغول گرديدند . در بهار سال 66 قبل از ميلاد او حركت كرده رياست و قيادت دستجات قشون را كه با لوكولوس بود خود به عهده گرفته و شروع بعمليات جنگى نمود ، هرچند لژيون‌هاى كليكيه هنوز به قشون عمده ملحق نشده بودند . مهرداد كه از روبرو شدن با پمپى اجتناب داشت بناى عقب‌نشينى و جنگ‌وگريز را گذاشت تا آنجا كه روميان از تعاقب لشكر سبك‌سير او منصرف شدند و بتسخير و الحاق كشور پرداختند . مهرداد در اين گيرودار كارى كه توانست كرد اين بود كه از اطراف راه ارتباط پمپى را قطع كرده و او را بمحاصره انداخته مجبور بحركات تدافعى نمود ، ولى وقتى كه لژيون‌هاى كليكيه رسيدند او لشكرگاه پنت را با قواى زياد محصور نموده راه ارتباط و گريز را از اطراف بر محصورين بست . مهرداد بعد از متجاوز از يك ماه كه دچار مضيقهء خواربار بود يك شب از محاصره بيرون جسته و به طرف مشرق فرار نمود ليكن در دل شب مورد حملهء افواج روم گرديده به كلى شكست خورد و سپاهيانش تارومار شدند ، ولى او با عده‌اى كه باقيمانده بود بسرعت از سواحل فرات بالا رفته خواست بارمنستان پناهنده شود ليكن تيگران در اينموقع نه‌تنها از پذيرفتن او امتناع ورزيد بلكه جائزه‌اى هم براى سر او مقرر داشت و لذا مهرداد ناچار به طرف زاويهء شرقى درياى سياه فرار كرد . پمپى تا رود فازيس « 1 » او را تعاقب كرد . عاقبت مهرداد به بوسفور سميرى رسيد كه پسرش كه بر ضد وى قيام كرده بود در آنجا بوده است و چون در اين نقطه هم محل امنى براى خود نيافت بكشتن خويش مبادرت نموده و بحيات خود خاتمه داد . بارى پمپى از تعاقب او صرف‌نظر كرد ولى او باينقدر يعنى هزيمت دادن مهرداد از كشور خويش قناعت ننمود بلكه به ارتاكزاتا « 2 » پايتخت ارمنستان كه وصل به ايروان فعلى است راند . تيگران پادشاه آنجا را با پسرش كه بدين نام خوانده ميشد بنزد خود طلبيد و شرايط صلح را به آنها تلقين نمود . مبلغ شش هزار تالان يا يك ميليون و چهارصد هزار ليره بگرفت ، بعلاوه مبلغى هم انعام بنام لشكريان دريافت داشت . تيگران از ممالك

--> ( 1 ) - Phasis . ( 2 ) - Artaxata .